" ... من در همین دانشكده، چند سال پیش نامه‏ اى نوشتم به شوراى دانشكده و در آن تذكر دادم: یگانه ‏د انشكده ‏اى كه صلاحیت دارد یك كرسى را اختصاص بدهد به ماركسیسم، همین دانشكده الهیات است؛ ولى نه‏ اینكه ماركسیسم را یك استاد مسلمان تدریس كند، بلكه استادى كه واقعاً ماركسیسم را شناخته باشد و به آن‏ مؤمن باشد و مخصوصاً به خدا اعتقاد نداشته باشد، می ‏باید به هر قیمتى شده از چنان فردى دعوت كرد تا در این دانشكده مسایل ماركسیسم را تدریس كند. بعد ما هم می‌آییم و حرف هایمان را می ‏زنیم. منطق خودمان رامی گوییم. هیچ كس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد."(1)


این چند خط بالا قسمتی از متن کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" شهید مطهری است.درباره همین دانشکده خودمان،دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران.همین دانشکده ای که هر روز از خمودگی و کسالت و حتی مردگی فضای بحث و مناظره علمی و اجتماعی توی اون شکایت میکنیم همین دانشکده ای که مسئولین آن کافی است تا همایشی،جلسه ای ،بزرگداشتی درباره شهید مطهری برگزار شود و بیایند برای من و شمای شهید مطهری ندیده از آزاداندیشی و متفکر بودن شهید مطهری حرف بزنند و خود را از دوستان ایشان معرفی کنند و بعد هم کیک و ساندیسی به عنوان پذیرایی و اگر خیلی لطفشان زیادی کرده باشد نمایشگاهی از کتاب های شهید مطهری هم برپا می کنند تا ما بتوانیم کتاب های شهید مطهری را مثلا با 40درصد تخفیف بخریم.
منتظرند تا بهانه ای دست بیاید و به ما بگویند که بله شهید مطهری چنین بود و چنان بود.تمام افتخارشان به این است که این دانشکده مشهد شهید مفتح ومدرس شهید مطهری بوده و قس علی هذا....و احتمالا غافل از اینکه من دانشجوی دانشکده الهیات برایم مهم نیست که در این دانشکده چه کسی درس داده یا چه کسی درس خوانده و آنچه که برای من مهم است اندیشه ای است که دارد ترویج می شود؟
راستی تا به حال فکر کرده اید با این همه همایش و جلسه که برای شهید مطهری در دانشکده ما برگزار می شود به کدام یک از اندیشه شهید مطهری عمل می شود اصلا کدام شهید مطهری برای این مسئولین بزرگوار فعلی موجب افتخار است.شهید مطهری که تندیسی از آن بسازند به به و چه چه اش کنند و  با آن پز دهند یا شهید مطهری که می گوید:
"هر مكتبی كه ایمان و اعتقادی به خود ندارد، جلو آزادی اندیشه و آزادی تفكر را می‌گیرد. این گونه مكاتب ناچارند مردم را در یك محدوده خاص فكری نگه دارند و از رشد افكارشان جلوگیری كنند. ..... من اعلام می‌كنم كه در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افكار وجود ندارد و از به اصطلاح كانالیزه كردن اندیشه ها، خبر و اثری نخواهد بود. همه باید آزاد باشند كه حاصل اندیشه ها و تفكرات اصیلشان را عرضه كنند."(2)
به نظر شما کدام رویه در حال اجراست.آیا این نیست که دانشکده ما فقط نامی از شهید مطهری دارد و بس؟
جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر امام از شما می پرسم:
اگر شهید مطهری خوب و  روشنفکر و متعهد و راهش راه درست و اسلامی هست و خود شما هم از خدا خواسته اید که بتوانید راه ایشان را ادامه دهید
(اینجـــــــــا+) و نام ایشان را زینت بخش دانشکده دانسته اید(اینجــــــــــا+)  تا به حال چه کاری را در این راستا انجام داده اید؟
آیا واقعا برایتان اندیشه ایشان مهم است یا همین که نامش زینت بخش دانشکده  باشد بس است؟
جناب دکتر امام و دیگر مسئولین دانشکده الهیات!
تا به حال چند کرسی آزاداندیشی در این دانشکده برپا کرده اید؟
تا به حال  چقدر سعی شده است به سوالات اساسی و دغدغه های فکری دانشجویان با برگزاری جلسات آزاداندیشی و با حضور اساتید مختلف پاسخ داده شود؟
برای یادآوریتان عرض میکنم شهید مطهری عزیز می فرمود:
"من مکرر در نوشته های خود نوشته ام؛ من هرگز از پیدایش افراد شکاک که در اجتماع علیه اسلام سخنرانی کنند و مقاله بنویسند متأثر نمی شوم هیچ، از یک نظر خوشحال هم می شوم؛ چون می دانم پیدایش این ها سبب می شود چهره اسلام بیشتر نمایان بشود. وجود این افراد شکاک و افرادی که علیه دین سخنرانی می کنند وقتی خطرناک است که حامیان دین آن قدر مرده و بی روح باشند که در مقام جواب بر نیایند. یعنی عکس العمل نشان ندهند, اما اگر همین مقدار حیات و زندگی در ملت اسلام وجود داشته باشد که در مقابل ضربت دشمن عکس العمل نشان بدهند مطمئن باشید در نهایت امر به نفع اسلام است."(3)
شما چقدر فضا را برای این کار در این دانشکده به وجود آورده اید؟
نترسید به خدا قسم این باز شدن فضا و مطرح شدن سوالات دانشجویان به ضرر اسلام نیست اتفاقا بنا به فرمایش شهید مطهری این بستن فضای پرسشگری است که که این حس را القا می کند که اسلام جوابی برای این سوالات ندارد پس جلوی طرح سوال را می گیرد.
بگذارید بدون پرده پوشی کلام و بدون درلفافه سخن گفتن بگویم دکتر امام عزیز شما حتی به این سوال که چرا در دانشکده الهیات چادر اجباری است پاسخ نداده اید باور نمیکنید؟این هم شاهد
(اینجــــا+)و(اینجــــا+) تا چه برسد به دغدغه های فکری و اعتقادی دانشجویان.
آقای دکتر امام بزرگوار چرا ما باید حسرت دانشکده الهیات زمان شاه یا اوایل انقلاب را بخوریم که مملو بود از تضارب آراء و تفاوت اندیشه ها و بیان آن ها در فضایی آزاد و در نهایت تصمیم گیری خود دانشجویان برای پذیرش هر تفکری؟
استاد عزیز،من تا به حال دو سال و نیم از سال های دوران جوانیم را در این دانشکده گذرانده ام ولی دریغ از یک و حتی یک مناظره علمی و جلسه هم اندیشی وآزاد اندیشی!
آیا فکر نمی کنید این ظلم به من دانشجو است؟
جناب دکتر امام!من فعلا در این باره بحثی ندارم  که شهید مطهری معتقد بودندند در کل جامعه هم باید همین گونه باشد و می فرمودند:
" ... در حكومت اسلامى احزاب آزادند، هر حزبى اگر عقیده غیر اسلامى هم دارد آزاد است. اما ما اجازه ‏توطئه ‏گرى و فریب كارى نمی دهیم. احزاب و افراد در حدى كه عقیده خودشان را صریحاً می ‏گویند و با منطق‏ خود به جنگ منطق ما می ‏آیند، آنها را می ‏پذیریم. اما اگر بخواهند در زیر لواى اسلام، افكار و عقاید خودشان ‏را بگویند، ما حق داریم كه از اسلام خودمان دفاع كنیم و بگوییم اسلام، چنین چیزى نمی گوید"(4)
که کاری از دست من و شما ساخته نیست و کسان دیگری مسئول اند ولی درباره این دانشکده خودمان که شما مسئولید و از خدا هم ادامه راه آن شهید بزرگوار را طلب کرده اید چرا؟
جناب دکتر امام! ما کرسی تدریس مارکسیسم ولیبرالیسم و هزار ایسم دیگر با تدریس اساتید معتقد به آن مکتب نخواستیم فقط کمی سعی بفرمایید کمی از خواسته های شهید مطهری را درباره این دانشکده محقق بفرمایید.

و اما سخنی با دوستان و هم دانشکده ای های خودم:

تا به حال ما چه قدر تلاش کرده ایم؟
آیا این نیست که ما هم به این وضعیت تن داده ایم؟ و جز اینکه گاهی بین خودمان برای این وضعیت اظهار تاسف کنیم کاری کرده کرده ایم؟آیا تا به حال شده خودمان هم پیگیر این قضیه شده باشیم؟
حرف هایم در این باره زیاد است ولی فعلا به همین اکتفا می کنم.امیدوارم که برای سوالاتم جواب داشته باشند.

پی نوشت:
1.مرتضى مطهرى ،پیرامون انقلاب اسلامى، صص 14-13.
2.همان، ص17.
3.همان ،صص 135-134.
4.همان، ص 17.