یه جمله از جکسون براون هست که برادرم معمولا بعد از هربار بحث کردن یا مشورت با من اونو برام تکرار میکنه و اون اینکه:

کسانی که با حقوق و مباحث حقوقی سروکار دارند همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینند(نقل به مضمون)

تابستون خبرهای جسته گریخته ای در باره تغییرات فضای دانشکده بهم میرسید و خوشحال بودم از اینکه دارن فضای بهتری رو به وجود میارن تا شاید با این تغییر ظاهر محیط هم که شده یه مقدار از این خمودگی روحی دانشکده کم بشه.لحضات اول ورودم به دانشکده هم با دیدن این تغییرات خوشحال تر شدم.انصافا خیلی بهتر از قبل شده بود.....

ولی شاید حق با برادرم باشه؛با وجود این همه تغییرات مثبت و خوب که جای تشکر داره و امیدوارم به بعد ظاهری و در و دیوارهای داشکده محدود نشه و به فضای علمی و فرهنگی و بعضی؟! از اساتید هم سرایت کنه،چشمای من چیز دیگه ای رو میدید که شیرینی تمام این تغییرات رو به کامم تلخ کرد....چشم هایی آهنی که با هر سر چرخوندن به اطراف متوجه نگاه بی روحشون میشدم،آره همین دوربین هایی که کوچکترین حرکاتم رو ضبط میکردند تا حواسم باشه مبادا دست از پا خطا کنم و چنان هم با دقت کار گذاشته شده اند که هیچ نقطه کوری نداشته باشند.

یاللعجب!

این همه دوربین برای کنترل چیه؟یعنی قراره اینجا اتفاقی بیفته؟!هرچی فکر میکنم عقل ناقصم به جایی نمی رسه!

تا جایی که من یادم میاد توی اوج درگیری های سیاسی سال88 هم اینجا اتفاقی نیفتاده بود.ازنظر موارد اخلاقی هم که یکی از پاک ترین دانشکده ها رو داریم،اونقدرا هم تولید علم و اندیشه!نداریم که کسی بخواد اقدام به حذف فیزیکی اساتید و اندیشمندان این دانشکده بکنه.به هر حال اگه یه زمان اینجا تروری اتفاق می افتاد یه افرادی مثل شهید مطهری و شهید مفتح و امثالهم توی این دانشکده بودند نه مثل حالا که فکر کنم اون گروهک ها بتونند به خاطر این همه بی توجهی و بی خیالی به انحرافات فکری و فرهنگی جامعه بهمون مدال افتخار هم بدند.

گفتم که عقل ناقص من به جایی قد نمیده،حتما مسئولین امر یه مصلحتی؟!دیدند دیگه...

ولی به هرحال هرچی فکر میکنم میبینم داره با این همه دوربین بهم توهین میشه!یعنی من دانشجو از اقشار دیگه ی جامعه پایین ترم که باید با این تعداد دوربین کنترل بشم تا یه وقت خدای نکرده خلافی انجام ندم؟!

یعنی واقعا این بزرگواران فکر میکنند ما کمتر از دیگران میفهمیم و باید قوه قهریه ای بالای سر ما باشه تا سر به راه باشیم اونم  به این شکل و با این همه چشم ناظر؟!

من که توی این چند روز حس زندانی بودن بهم دست داده،حس بی اعتمادی،حس تحقیرشدن.....

اگه اینطوریه پس روی چه حسابی میخواید آینده ی کشور رو بدید دست ما؟!من که نمیدونم با این وضعیت اگه ما برای درس خوندن توی دانشکده الهیات نیاز به این همه کنترل داریم پس اگه قدرتی دست ما بیاد چی؟اگه ما مسئول بشیم؟!وای به حال مملکت!!!

فکر نمیکنم توی زندان ها یا حتی پادگان ها و جاهای حساس امنیتی هم این همه دوربین باشه.

من کاری با دوربین هایی که جلوی درهای ورودی کار گذاشتن ندارم و شاید لازم هم هست.


ولی واقعا به نظر شما یه راهرو به این کوچیکی نیاز به سه تا دوربین داره؟آخه اینجا چه اتفاقی میتونه بیفته؟!

شاید باورتون نشه ولی اگه از 3تا دوربین جلوی در ورودی و 5تا دوربینی که من توی سالن مطالعه دیدم صرف نظر کنیم باز هم 6تا دوربین فقط توی طبقه هم کف ساختمون شماره1 و حیاطش وجود داره...

جالب تر دوربین هایی هستند که محیطی که اتاق اساتید توش واقع شده رو کنترل میکنند!!!

واقعا اینا یعنی چی؟من که متوجه نمیشم اگه کسی میدونه به منم توضیح بده لطفا....

و از همه اینا جالب تر جواب یکی از تشکل های دانشجویی دانشکده است که فریاد عدالتخواهی و شعار کرامت انسانیش گوش فلک رو کر کرده،وقتی میگم نظرتون راجع به این موضوع چیه؟شما حرفی ندارید؟

چرا ما هم ناراحتیم و این رو توهین میدونیم ولی فعلا مصلحت نیست در این باره اقدام کنیم چون برخی منافع احتمالی تشکل(حالا من نمیگم چی شما هم نپرسید لطفا)به خطر می افته!!!!

و آخر اینکه حرفای ناگفته و ناگفتنی زیاد دارم ولی تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل....

پی نوشت:امروز یه صحبت هایی با یکی از مسئولین درباره این موضوع داشتم و ایشون گفتند هدف کنترل دانشجوها نبوده و اینکه احتمالا توی تعداد این دوربین ها تعدیلی صورت بگیره.امیدوارم....