چرا نام امام علی(علیه السلام) در قرآن نیامده؟ (1)

(پاسخ به شبهات و پرسشهای دینی)

امام علی

کهنه پرسشی با قدمت صدها سال هر از گاهی بر سر زبانها می افتد که اگر على علیه السلام جانشین بلافصل پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است پس چرا نام آن حضرت صریحاً در قرآن مجید نیامده تا این همه بحث‏ها و اختلافات در بین نباشد؟

به عبارت دیگر «بعد» از آنکه با ادله عقلی و نقلی امامت عامه (تداوم رهبری معصومانه امت بعد از پیامبر اکرم ص) و امامت خاصه (امام و امامان بعد از آن حضرت) ثابت شد این سوال «هم» مطرح می شود که چرا نام این امام یا امامان دیگر در قرآن نیامده است؟

عده ای انگشت شمار در پاسخ به این سوال دچار انحرافی بس خطرناک شده و سر از اعتقاد به تحریف قرآن در آورده اند. ایشان با تحلیل ذهنی خود و تمسک به برخی روایات به این نتیجه رسیده اند که نام علی علیه السلام در قرآن بوده و با ضایعه تحریف از آن حذف شده است. مانند این روایت:

امام باقر علیه السلام در ذیل آیه ابلاغ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ  فرمود: یا أیها الرسول بلّغ ما أنزل إلیك من ربك فی علیّ 1؛ اى پیامبر! آنچه را از سوى پروردگارت درباره على نازل شده است ابلاغ كن.

محدث نوری طبق این روایت معتقد است نام حضرت على علیه السلام در قرآن آمده بود، اما مخالفان ولایت آن را حذف كردند.

امروز اجماع علمای شیعه چنین سخنانی را باطل می دانند؛ زیرا همگی بر این اعتقادند که قرآن مصون از تحریف لفظی است؛ یعنی هیچ کلمه و حتی حرفی از قرآن کاسته و یا به آن افزوده نشده است و روایاتی از این دست در صدد تفسیر مفهوم قرآنند؛ نه نقل الفاظ آن که ادله آن به تفصیل در بحث سلامت قرآن از تحریف موجود است. 

 

تبیین دقیق سوال:

باید توجه داشت که برخی با طرح این سوال در تلاشند تا اصل اعتقاد به امامت علی علیه السلام و به دنبال آن، امامت سایر ائمه علیهم السلام را زیر سوال ببرند و در نهایت منکر چنین اعتقادی شوند. بی خبر از این که این سوال اصلا کاری به چنین اعتقادی ندارد. این سوال وقتی می تواند مشکل ساز شود که راه اثبات هر عقیده ای در اسلام2 منحصر به ذکر صریح آن در قرآن باشد؛ و حال آنکه این سوال مربوط به فعل خداست که چرا خداوند متعال عقیده ای را که با ادله عقلی و نقلی دیگر ثابت و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است با صراحت تمام در قرآن ذکر نکرده است؟ همین.

اگر در قرآن کریم اصل نماز آمد و بسیاری از احکام آن نیامد، حضرتش آنها را برای مردم بیان کرد. اگر سخن از حج و زکات هست و بسیاری از احکام آنها نیست، وظیفه حضرت بود تا آنها را به صورت آموزشی و گاه عملی به مردم آموزش دهد.

پاسخ:

در قدم اول می گوئیم:

این کار خداوند هم مانند بسیاری از کارهای او علتش بر ما روشن نیست. مگر ما از اسرار تمام کارهای او با خبریم که حالا اگر این را ندانستیم اشکالی متوجه ما باشد؟

اما اینقدر یقین داریم که او حکیم مطلق است. هر کاری که از او سر می زند حکیمانه است و هیچ اشکالی به او وارد نیست و نمی توان او را زیر سوال برد؛ لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُون.3

امام علی (علیه السلام)

در قدم دوم سعی می کنیم به وسع خود با کمک ادله عقلی و نقلی، پرده از اسرار این کار برداریم.

کشف اول: معرفی به صفات خاص، گویاتر از معرفی به نام است 

معرفی یک نفر از دو راه ممکن است. یکی معرفی شناسنامه ای و دیگر معرفی به صفات و ویژگی های مخصوص به او.

در روش دوم نه تنها فرد مورد نظر به دیگران معرفی می شود بلکه صفات و ویژگی های او نیز اعلام می گردد. امتیاز این روش در این است که اگر خواسته باشیم فردی را برای پستی مهم معرفی کنیم با این روش دو کار را هم زمان انجام داده ایم: 1. معرفی او   2. علت انتصاب او در آن مقام.

برای مثال مدیر یک مدرسه در کلاسی که معلم آن نمی آید حاضر شده و اعلام می کند: امروز کسی از شما را به جای معلم قرار می دهم تا به سوالات شما پاسخ دهد و آن کسی است که معدلش از همه بیشتر است. ناخودآگاه چشمها به سوی یک نفر خیره می شود و آن شاگرد اول کلاس است بی آنکه مدیر نامی از او برده باشد. مدیر با این کار هم معرفی کرد و هم علت این انتصاب را ذکر کرد.

خداوند متعال هم در قرآن کریم در معرفی علی علیه السلام از راه شناسنامه ای وارد نشد بلکه از روش دوم بهره جست و به ذکر مناقب او پرداخت تا با این کار علت برتری علی علیه السلام و انتصاب او به خلافت و امامت بلافصل حتی بر آیندگان روشن شود.4

کشف دوم: واگذاری آن به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم

قرآن کریم مجموعه ای از احکام و معارف دین است که به تصریح خود، پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مسئول توضیح و تبیین آن برای مردم است.5 حضرت هم در کمال عصمت و طهارت این ماموریت خود را به نحو احسن به اتمام رساند.

اگر در قرآن کریم اصل نماز آمد و بسیاری از احکام آن نیامد، حضرتش آنها را برای مردم بیان کرد. اگر سخن از حج و زکات هست و بسیاری از احکام آنها نیست، وظیفه حضرت بود تا آنها را به صورت آموزشی و گاه عملی به مردم آموزش دهد.

جریان امامت و ولایت بعد از حضرت نیز همینگونه بود. اصل ولایت و اطاعت از ولی امر در قرآن آمد  و بیان مصادیقش به حضرت خاتم الانبیاء صلى الله علیه و آله و سلم واگذار شد.6


1-  الاحتجاج، ج 1، ص 141- 143؛ مناقب آل ابى طالب، ج 2، ص 302

2-  مانند اعتقاد به قدیم بودن قرآن یا خلافت سه خلیفه اول

3-  انبیاء ع / 23

4-  تاریخ «خطیب بغدادى» (6/ 221) از «ابن عباس» نقل می كند كه سیصد آیه در قرآن كریم در شأن حضرت علی علیه السّلام نقل شده است و «ابن حجر» در صواعق ص 76 و «شبلنجى» در نور الابصار ص 73 از «ابن عساكر» از «ابن عباس» روایت كرده‏اند، آیاتى كه در قرآن كریم در شأن حضرت على علیه السّلام نازل شده، درباره هیچیك از صحابه، نازل نشده است و از «ابن عباس» روایت شده كه سیصد آیه در قرآن كریم در شأن حضرت على علیه السّلام نازل شده است. به نقل از فضائل الخمسة، ج‏1، ص439   

5-  نحل / 44 و 64

6-  یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّك ... مائده / 67