به بهانه موضوع طرح شده از سوی م.د

 

چادر حس خوبی برای ما دارد. مخصوصا چادر مشکی. خاطره ها داریم از چادر مادرها و مادربزرگ هایمان . ما در این روزهای پیچیده و سخت، در این روزگار شک و تردیدها و زلزله های عقیدتی وقتی بر سر برخی از دختران شهرمان چادر مشکی میبینیم دلمان انرژی می گیرد و امیدوار می شود. وقتی در روزهای داغ تابستان، برخی از دختران جوان شهرمان بی خیال آسفالت های داغ شهر چادر را پرچم ایستادگی روی اصولشان می کنند، گرمای شهر را فراموش می کنیم. چادر مشکی حس سفیدی برای ما دارد.

 

چادر حس خوبی برای آنها ندارد (آنها یعنی همه غریبه هایی که از راه دور،از کشورهای خودشان فرهنگ ما را قضاوت می کنند یا دوست دارند  این گونه فرهنگ ما را به دیگران نشان دهند.) آنها فکر می کنند چادر نشانه ای از در بند بودن زنان ایرانی است، مخصوصا از نوع مشکی اش . آنها سفیدی باطن چادر های مشکی دختران ابرانی را درک نکرده اند . آنها انتخاب آزادانه چادر به عنوان حجاب را نمی فهمند . آنها چادر مشکی را می کنند نمادی از زندانی بودن شخصیت زن اول فیلم در ابران، چادر را می کنند نمادی از دختران عقب مانده، دختران اسیر و نبود آزادی و هزار چیز دیگر... .